|
خشت اول
|
||
|
بررسی مسایل اقتصادی و اجتماعی ایران و مطالبی برای خودم |
با اولين امپراتوريهايي كه به وجود آمدند، بحث جهانگرايي نيز مطرح شد. در امپراتوري رم، چين ايران و مصر جهاني شدن مطرح بود كه البته وجه غالب آن سياسي و فتح سرزمين بود.
مفهوم جهاني شدن محصول رشد نظام سرمايهداري است كه از قرن 16 و 17 ميلادي تجلي پيدا ميكند. در اين وضعيت، علاوه بر فتح سرزمين، بعد اقتصادي نيز به آن افزوده شد. يعني به دنبال توليد انبوه در نظام سرمايهداري، نياز به بازارهاي فروش بوجود ميآمد كه آن هم نيازمند دولتي بود كه به لحاظ اقتصادي اين جهان گشايي را فراهم آورد.
اما با تشكيل سازمان تجارت جهاني و تبيين اهداف جهاني شدن تجارت اين سازمان به بخشهاي مختلفي در عرصه جهاني بايستي ميپرداخت كه از جمله اين بخشها درمان و بهداشت در حالت كلي و رسيدگي به مسايل درمان بيماريهاي خاص، ميباشد.
جهاني شدن در سطوح بالاي اقتصادي و سياسي، فرآيند خصوصي سازي بازارها، سياستها و سيستمهاي حقوقي و به عبارت ديگر جهش در اقتصاد جهاني است. پيامدهاي اين تغيير ساختار اقتصادي و سياسي بر اقتصاد داخلي، رفاه و آسايش بشر و محيط زيست، موضوعي براي بحث آزاد در بين سازمانهاي بينالمللي، مؤسسات دولتي و دانشگاهي دنيا گشته است.
در سطح تجاري و بازرگاني، زماني از جهاني شدن سخن به ميان ميآوريم كه شركتها تصميم ميگيرند در پديد آمدن و شكل گرفتن اقتصاد جهاني شركت نمايند و موقعيت خودشان را در بازارهاي خارجي تثبيت كنند. آنها ابتدا محصولات و خدماتشان را با توجه به آخرين مقتضيات فرهنگي و زباني كاربر منطبق ميكنند و سپس از تحول عظيم اينترنت حداكثر استفاده را مينمايند و بهطور مجازي با استفاده از يك وب سايت اشتراكي چند زبانه در مراکز تجاری بین المللی حضور می یابند.
جهاني شدن در رابطه با جهاني شدن، توسعه و فقر: پي ريزي يك اقتصاد جهاني فراگير و گسترده گزارش تحقيقي تحت عنوان فوق حاكي از آن دارد كه جهاني شدن در كاهش فقر بسياري از كشورهاي در حال توسعه نقش به سزايي داشته است، اما براي كمك به بهبود زندگي مردم در عقب مانده ترين كشورها بايد آماده تر و مجهز تر گرديد. اين مسئله خصوصاً به دنبال حادثه يازده سپتامبر و كاهش فعاليت هاي اقتصاد جهاني از اهميت بيشتري برخوردار گشته است.
اين تحقيق نشان مي دهد كه در طول دو دهه منتهي به دهه 1990، 24 كشور در حال توسعه اي كه روند الحاق خود به اقتصاد جهاني را شدت بخشيده اند ، به رشد درآمدي بالاتر، متوسط عمر طولاني تر و تحصيلات بهتر دست يافته اند. اين كشورها از يك نرخ رشد 5 درصدي در درآمد سرانه نسبت به نرخ 2درصدي كشورهاي ثروتمند برخوردار بودهاند. بسياري از اين كشورهاي در حال توسعه همچون چين، هندوستان، مجارستان و مكزيك سياستهاي داخلي اتخاذ نمودهاند كه امكان استفادهاز بازارهاي جهاني را براي مردم فراهم آوردهاست و بهاين ترتيب موجب افزايش ناگهاني سهم تجارت در توليد ناخالص داخلي آنان شدهاست. مردم اين كشورها شاهد افزايش دستمزدها و كاهش تعداد افراد فقير بودهاست.
پيوستن همه كشورها بهاقتصاد جهاني با موفقيت همراه نبودهاست. بر اساس اين گزارش دو ميليارد نفر از مردم خصوصاً در مناطق حاشيهاي صحراي آفريقا، خاورميانه و اتحاد جماهير شوروي سابق در كشورهاي عقب مانده زندگي مي كنند. اين كشورها قادر به توسعه روند الحاق خود به اقتصاد جهاني نبودهاند. نسبت تجارت به توليد ناخالص داخلي آنان يا بدون تغيير مانده و يا سير نزولي پيدا كردهاست و بطور كلي مي توان گفت اين كشورها دچار ركود اقتصادي و افزايش فقر مي باشند. ميزان تحصيلات در آنان از رشد كندتري نسبت به كشورهاي جهاني شده برخوردار بودهاست.
در اين تحقيق به منظور كمك به بهرهبري مطلوب تر از مزاياي جهاني شدن توسط كشورهاي در حال توسعه يك طرح 7مادهاي پيشنهاد شدهاست. اين طرح كشورهاي فقير را به بهبود شرايط سرمايه گذاري خود و قرار دادن جايگاهي بهتر براي بيمهاجتماعي (توجه بيشتر به بيمهاجتماعي) كه پشتيبان مردم فقير در بهره مندي از فرصت ها و سازگاري در يك محيط اقتصادي بي ثبات مي باشد، فرا مي خواند و از كشورهاي ثروتمند تقاضا مي كند تا بازارهاي خود را به روي محصولات صادراتي كشورهاي در حال توسعه بگشايند و سوبسيدهاي سنگين كشاورزي را كه موجب تضعيف صادرات شورهاي فقير مي گردد، كاهش دهند.
نقش جهاني شدن در بخش بهداشت ودرمان
كشورهاي در حال توسعه كه حداكثر استفاده را به اولويت در پيوستن به اقتصاد جهاني برده اند، به پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي در زمينه آموزش ابتدايي و كاهش مرگ و مير نوزادان دست يافته اند. اين امر بيانگر آن است كه بسياري از كشورها در زمينه خدمات بهداشتي و آموزشي سرمايه گذاري كرده اند تا امكان استفاده از اين رشد و توسعه را براي مردم فقير فراهم آورند.
همچنين در نظريات حاميان جهانيشدن كه معمولاً ليبرال يا آزاديخواه اقتصادي – سياسي خوانده ميشوند و با تاكيد بر نگرش رشد اقتصادي بر پايه مدرنيزاسيون (والت رستو) به عنوان الگوي مشهود جهان شمولي بازار آزاد رقابتي را به عنوان بهترين مدل توسعه معرفي مينمايند و بررسي ميكنند كه ادامه اين روند منجر به دهكده جهاني خواهدشد و ويژگي اين جامعه در مورد بيماران خاص فقط در اين اندازه مورد بررسي شده كه وجود امكان ظهور شرايط مخاطرهآميز در دهكده جهاني و مسايل و مشكلات در ابعاد جهاني مانند بيماران خاص وغيره به دلايل مختلف قابليت و امكان رفع توسط يك يا چند كشور را ندارد و بايستي توسط تمام مردم جهان برطرف گردند.
براي يك سازمان در سطح جهاني عدم پرداختن به مسئله درمان و بحث در مورد عدالت و رفاه اقتصادي براي كشورهاي فقير سودي نخواهد داشت و به نظر ميرسد در تبيين جزييات اين روند بايستي تحقيق و بررسي بيشتري صورت پذيرد.
در كنار مسايل خاص درمان بيماران خاص در كشور به نظر ميرسد ازطرفي اگرچه سازمان تجارت جهاني به شكل مشخصي به اين گروه توجه ننمودهاست اما بيشك آزادي بازار و گسترش رقابت در بازار ميتواند تجهيزات درمان اين بيماران را به شكل اقتصاديتري در اختيار سازمانهاي رسيدگي كننده به امور اين بيماريها قرار دهد.
همچنين شايد امكان نقل و انتقال بيماران جهت درمان بين كشورهاي عضو به وجود بيايد كه تا وقتي كه اين امكان فراهم نشده نميتوان به آثار و نتايج اين روند پرداخت.
حسین امیررحیمی
این مقاله در نشریه "خاص" چاپ شده است.
|
|