تبليغاتX
خشت اول - بررسي مدل هزينه- بهره وري در درمان تالاسمي در ايران (مدل كندريك-كريمر)
 
خشت اول
 
 
بررسی مسایل اقتصادی و اجتماعی ایران و مطالبی برای خودم
 

بررسي مدل هزينه- بهره وري در درمان تالاسمي در ايران (مدل كندريك-كريمر)

 محقق: حسین امیررحیمی*
زیر نظر: دکتر حمید رضائی قلعه
**

مقدمه

در ادبیات اقتصادی مدلهای هزینه- بهره وری[1] با بررسی هزینهها و مخارج صرف شده در تولید کالاها و خدمات (دادها- نهاده ها) و مقایسه آن با درآمدها و دریافتی ها در تولید (ستاده ها) به دنبال تخصیص بهینه منابع در بخشهای مختلف هر اقتصاد می باشند.
بررسي سهم رشد بهره وري در رشد اقتصادي در كشورهاي توسعه يافته يا در حال گذار بيانگر اين واقعيت است كه در دو دهه گذشته در اين كشورها سعي شده سهم عمده اي از رشد اقتصادي از طريق رشد شاخص هاي بهره وري تأمين شود. در صورتي كه كشور ايران بخواهد سطح توسعه يافتگي خود را به سطح كشورهاي فوق برساند بجز ارتقاي بهره وري در بخش های مختلف اقتصادی از جمله بهداشت و درمان ساز و كار ديگري در اختيار ندارد
در این مقاله با استفاده از مدل هزینه- بهره وری کندریک- کریمر[2] به بررسی هزینه- بهره وری درمان بیماران تالاسمی در کشور پرداخته شده است و بدین منظور جامعه آماری بیماران مبتلا به تالاسمی به تعداد80 نفر با تکمیل پرسش نامه مورد بررسی قرار گرفته است.

واژگان کلیدی: هزینه- بهره وری، شاخص بهره وری، اقتصاد بهداشت، تالاسمی

Key words:Cost- Productivity, Productivity Index, health Economy,thalassemia

 مفهوم بهره وری

واژه (productive) در فرهنگ زبان انگليسي به داشتن قدرت توليد و بارور بودن کسي يا چيزي گفته مي شود. در زبان فارسي کلمه بهره وري به عنوان معادل (productivity) مصطلح گشته است. در برخي از متون معادل هاي ديگر مانند راندمان، بازدهي، قدرت توليد، قابليت و باروري کارآمد جايگزين واژه (productivity) شده اند و در مفاهيم کاربردي و علمي نيز به کار مي روند.

سازمان همكاري اقتصادي اروپا، در سال 1950 تعريفی از بهره وري به شرح زير مطرح ساخت:

بهره وري خارج قسمت بازده به يكي از عوامل توليد است. به اين ترتيب مي توان از بهره وري سرمايه، بهره وري مواد و ... نام برد.استرفيلد، بهره وري را نسبت بازده سيستم توليدي به مقدار يك يا چند عامل توليد استفاده شده تعريف كرد.
اشتاينر، از بهره وري به عنوان معيار عملكرد يا توانايي موجود براي توليد كالا يا خدمت يادكرد
 . سيگل، بهره وري را نسبت ميان ستانده و نهاده مرتبط با عمليات توليدي مشخص و معين تعريف  می کند.
سازمان بين المللي كار، در توليد محصولات مختلف ادغام چهار عامل زمين ، سرمايه ،كار و سازماندهي را ضروري مي داند. گفته مي شود كه نسبت تركيب اين عوامل به محصولات معياري براي سنجش بهره وري است.

آژانس بهره وري اروپا، بهره وري را درجه استفاده مناسب و مؤثر از هر يك از عوامل توليد معرفي  مي كند. اين آژانس در تعريف ديگري كه ارايه مي دهد بهره وري يك بنگاه را ديدگاه فكري آن در بهبود بخشيدن به وضعيت موجود مي داند. براساس نظرات اين سازمان انسان مي تواندكارهايش را هر روز بهتر از پيش انجام داده و نتايج بهتري به دست آورد.
كندريك و كريمر، از جمله صاحب نظران مقوله بهره وري بودند كه در تعاريف خود از عبارات بهره‌وري جزيي و بهره وري كلي استفاده كردند. با استفاده از نظر فرضیات این مدل می توان بهره وری درمان بیماران تالاسمی را از طریق بهره وری جزئی (با استفاده از پرسش نامه) محاسبه نمود.
سومانت، در سال 1979 ميلادي بهره وري كل عوامل را مطرح ساخت كه تحولي در تعاريف ارايه شده براي بهره وري بود. وي در تعريف خود نسبت بازده ملموس به نهاده ملموس را عنوان كرد.
بهره وري معيار سنجش فعاليت هاست. از آنجا كه فعاليت هاي انسان نمي توانند بدون هدف و مقصد باشند، وقتي سخن از بهره وري پيش مي آيد، سنجش هر فعاليتي در ارتباط با هدف انجام آن فعاليت قرار مي گيرد. لذا از دو زاويه كاملاً جدا از هم قابل بررسي است:
از يک سو، نقش مفيد و مؤثر بودن فعاليت دستيابي به هدف مورد سؤال است و از سوي ديگر راندمان فعاليت مطرح مي شود، بنابراين بايد گفت بهره وري دو مؤلفه دارد:

الف) کارايي

 نسبت بازده واقعي به دست آمده به بازدهي استاندارد و تعيين شده (مورد انتظار) کارآيي يا راندمان است. يا در واقع نسبت مقدار کاري که انجام مي شود به مقدار کاري که بايد انجام گيرد. براي مثال اگر بازده یک کارگر، تولید120 قطعه در ساعت باشد و ميزان توليد تعيين شده پس از بررسيهاي مهندسي روشها و کارسنجي 180 قطعه در ساعت تعيين شده باشد، کارآيي اين کارگر برابر 0.667 خواهد بود.

ب)اثر بخشي

 عبارت است از درجه و ميزان نيل به اهداف تعيين شده. به بيان ديگر اثربخشي نشان مي دهد که تا چه ميزان از تلاش انجام شده، نتايج مورد نظر حاصل شده است. در حالي که نحوه استفاده و بهره برداري از منابع براي نيل به نتايج، مربوط به کارآيي مي شود. به عبارت ديگر کارآيي جنبه کمي دارد و اثربخشي جنبه کيفي دارد.
پيتر دراكر بهره وري را به انجام كار درست به روش درست تعبير نموده است به نحوي كه منظور از انجام كار درست همان اثر بخشي يا انعطاف پذيري پويا در اهداف و منظور از روش درست همان كارايي يا بهبود مستمر با نهاد سازي مي باشد.

انواع بهره وري

بهره وري به انواع مختلفي تقسيم مي شود كه هر يك از اين موارد به روش خاصي محاسبه مي شوند. در زير به چهار نوع بهره وري كه در مباحث تئوريك و كاربردي استفاده مي شود اشاره مي شود:

الف)بهره وري جزئي

نسبت ارزش و مقدار محصول به يک طبقه از نهاده را گويند. مثلاً محصول به ازاي هر نفر ساعت (بهره وري نيروي کار) يا بهره درآمد توليد شده به ازاء هر ريال سرمايه استفاده شده (بهره وري سرمايه) و نظاير آن.

ب) بهره وري كلي

نسبت کل ارزش محصول توليد شده به مجموع ارزش کليه نهادهاي مصرف شده است. اين شاخص تأثير مشترک و همزمان همه نهادها و منابع در ارتباط با ارزش محصول به دست آمده را اندازه گيري مي کند. در مورد هزینه های درمان بیماران تالاسمی و درآمدهای حاصل از اشتغال این بیماران در سالهای زندگی آنان استفاده از این نوع بهره وری صحیح می باشد.

ج) بهره وري چند عاملي

در اين شاخص به جاي همه عوامل در مخرج کسر، ارزش تنها چند عامل از کليه عوامل توليد را قرار مي دهند.

د)بهره وري كل عوامل توليد(TFP)[3]

رشد بهره وري كل عوامل (TFP) در واقع ميزان بهبود جنبه‌هاي كيفي نهاده‌هاي نيروي كار و سرمايه و همچنين ميزان كارآيي تركيبات ممکن اين دو را اندازه‌گيري مي كند.

مدل هاي اندازه گيري بهره‌وري

تحليلگران بهره‌وري بر حسب ديدگاهي كه نسبت به بهره‌وري دارند، مدلهاي مختلفي براي اندازه‌گيري بهره‌وري ارائه كرده‌اند. گرايش‌هاي مختلف به تولید، کارایی و شاخص مدلهاي اندازه‌گيري بهره‌وري را مشخص می نماید برای بررسی شاخص هزینه- بهره وری پنج مدل (مدل هاينس[4]، مدل مركز بهره‌وري آمريكا APC[5]، مدل كرايگ – هريس[6]، مدل تيلور – ديويس[7]) کاربرد بیشتری دارد که با توجه به ویژگیهای مدل کندریک- کریمر در ادامه این مدل تشریح می شود.

مفروضات مدل كندريك – كريمر

از نظر اين دو نفر شاخصهاي بهره‌وري سه نوعند: بهره‌وري كل، بهره‌وري عوامل كلي، بهره‌وري جزئي.

 ستادة اندازه‌گيري شده در بخش مورد نظر به قيمتهاي دورة پايه

__________________________________________ = شاخص بهره‌وري كل براي يك دورة مشخص

كل نهاده‌هاي اندازه‌گيري شده در دوره مورد نظر به قيمتهاي دوره پايه

 

  ستادة خالص

________________ =  شاخص بهره‌وري عوامل كلي

  نهاده عوامل كلي

 

كالاها و خدمات واسطه‌اي – ستاده = ستاده خالص

كل سرمايه دوره + نهادة نفر ساعت = نهاده عوامل كلي

البته سرمايه با توجه به قيمتهاي دورة پايه و نفر ساعت دورة مورد نظر نيز با توجه به متوسط نفر ساعت دورة پايه محاسبه مي‌شود.

اختلاف بين ستاده خالص و نهاده عوامل كلي = سود بهره‌وري

بنابراين شاخص بهره‌وري عوامل كلي با حذف اثر كالاها و خدمات واسطه‌اي هم از نهاده و هم از ستاده بدست مي‌آيد. اين شاخص نسبت به شاخص بهره‌وري كل داراي نوسانات بيشتري است چون صورت كسر به اندازة ارزش كالاها و خدمات واسطه‌اي كوچكتر است.

  ستاده (ناخالص يا خالص) به قيمتهاي دوره پايه

___________________________________ = بهره‌وري جزئي نيروي كار

 نهاده نيروي كار به قيمتهاي دورة پايه

 

  ستاده (ناخالص يا خالص) به قيمتهاي دوره پايه

__ _________________________________ = بهره‌وري جزئي سرمايه

 نهاده سرمايه به قيمتهاي دورة پايه

 

ستاده (ناخالص يا خالص) به قيمتهاي دوره پايه

_______________________________________ = بهره‌وري جزئي مواد

  محصولات واسطه‌اي خريداري شده به قيمتهاي دورة پايه

 

كندريك و كريمر معتقد بودند در صورت تحليل شاخصهاي بهره‌وري كل و جزئي، مي‌توان تغييرات بهره‌وري يك شركت را به خوبي نشان داد. در مورد معيار بهره‌وري عوامل كلي كه شامل نيروي كار و سرمايه است، كندريك شاخص روابط هزينه – قيمت در سطوح شركت و صنعت را مناسب نمی داند چون مواد و ساير محصولات واسطه‌اي عموماً عناصر مهمي هستند و صرفه ‌جويي‌هاي اين دو عامل مي‌تواند بر ستانده و هزينة تمام شده مؤثر واقع شود

منافع به كار گيري معيارهاي بهره‌وري كلي و جزئي به شرح ذيل است:

معيارهاي بهره‌وري جزئي براي نشان دادن صرفه‌ جويي‌هاي به دست آمده در طول زمان در هر يك از نهاده‌هاي هر واحد ستانده مفيد است.

در كوتاه مدت افزايش بهره‌وري كل مي‌تواند به معني نرخهاي بهتر بهره‌برداري از ظرفيت (كاراترين نرخ) باشد.

در بلندمدت چنين پيشرفتهایي در بهره‌وري كل نشان دهنده پيشرفت فني به علت كاهشهاي هزينه، سرمايه گذاري در تحقيق و توسعه و آموزش و تربيت نيروي كار مي‌باشد.

در بخشهای خدماتی که تولید صورت نمی گیرد این شاخص با محاسبه کلیه درآمدهای به دست آمده در یک سال بخش بر هزینه های صورت گرفته به دست می آید:

(Input) نهاده/ (Output) ستانده =Productivity) ) بهره وري

از ویژگیهای این مدل امکان مقایسه بین بخشهای مخنلف به دلیل تعریف شاخص بهره وری در هر بخش می باشد.

روش تحقیق

 براي درمان بيماري تالاسمی در حال حاضر دو روش وجود دارد، اولي درمان مراقبتي و حمایتی (روش مورد بررسي در اين مقاله) و ديگري پيوند مغز استخوان (روش پرهزينه) در درمان مراقبتي تزريق خون به بيماران صورت‌مي‌گيرد كه در واقع تزريق گلبول قرمز مي‌باشد. با تکمیل پرسشنامه برای 80 بیمار نتایج زیر حاصل شده است:

جنس: 53% زن و 47% مرد

گروه سنی: 17% زیر 15 سال، 74% بین 15 تا 30 سال و 9% بالای 30 سال

گروه درآمدی خانوار: کارمندان و کارگران 91% ، صاحب بنگاه تولیدی و مدیران 9%

دوره ترانسفیوژن خون: هر 20 روز به طور متوسط

تزریق دسفرال در ماه: به طور متوسط 96 واحد و 100% با استفاده از پمپ

هزینه های درمان بیماران مبتلا به تالاسمی طبق بسته جامع خدمات درمانی در بیماران تالاسمی در سه گروه زیر طبقه بندی و ارزیابی شده است:

الف) هزینه های دارو

ب) هزینه های درمانی (بسته خدمتی)

ج)هزینه های متفرقه

جمع هزیه های درمان:

     سرانه بیمار تالاسمی   (مبالغ به ریال)

نوع خدمت

هزینه سالانه کلیه بیماران

سرانه هربیمار

خدمات دارویی

304,080,000,000

17,887,059

خدمات درمانی (بسته خدمتی)

275,394,900,000

16,199,700

خدمات متفرقه

11,900,000,000

700,000

جمع

591,374,900,000

34,786,759

تخمین درآمد بیماران شاغل در سال 1386 :

در این بررسی برای تخمین ستاده خالص با توجه به پرسشنامه های تکمیل شده 24 نفر از 80 نمونه شاغل بوده یا به فعالیت های اقتصادی خانوار به عنوان نیروی کار کمک می کردند (30% کل بیماران). با توجه به حداقل حقوق و دستمزد (با مزایای 10 هزار تومان حق مسکن و 10 هزار تومان حق خواربار و دستمزد روزانه 61000 ریال)با رابطه زیر درآمد یک فرد در یک سال به عنوان ستاده محاسبه شده است:

 ریال 7308000=30%*12*2030000 

طبق تخمين صورت گرفته شاخص هزينه- بهره‌وري، درمان يك بيمار تالاسمي در كشور33/1 به دست آمده است. 

 شاخص هزینه- بهره وری   21/0= 34786759÷7308000  

شاخص كندريك- كریمر به صورت جدول زير تفسير مي‌شود:

λ=1

كارايي صفر

λ<1

كارايي مثبت

λ>1

عدم كارايي

نتیجه گیری و ارائه پیشنهاد:

شاخص هزینه- بهره وری در واقع میزان بازگشت هزینه های انجام شده را در هر بخش مشخص  می نماید اگر شاخص مثبت باشد بیانگر بازگشت هزینه می باشد. شاخص یک نیز بیانگر بازگشت کامل هزینه هاست. با توجه به نتیجه این برآورد (21/0) از هر 1000 تومان هزینه برای بیماران بیماران تالاسمی 210 تومان به اقتصاد جامعه توسط خود بیمار برگردانده می شود در نتیجه موارد زیر بسیار قابل تامل می باشد:

- با توجه به اينكه مرحله درمان يك بيماري پرهزينه ترين مرحله مي‌باشد به دليل و جود كارايي در اين بخش اقدامات بيشتري در زمينه درمان اين بيماران صورت پذيرد.

- با توجه به كارايي منفي در برخي بخشها در كشور، كارايي مثبت بيماران مبتلا به تالاسمي با هدف افزايش روحيه و ايجاد حس مشاركت در فعاليتهاي اقتصادي در جامعه تبليغ شود.

- علاوه بر بيماران تالاسمي ساير بيماريهاي خاص نيز به منظور انجام مقايسه تخمين زده شود.

- امكانات بيشتري در اختيار اين بيماران به دليل كارايي مثبتشان قرار گيرد چون خود اين بيماران به اندازه 21%  هزينه‌هاي درمان در توليد جامعه نقش دارند.

 


 

 



*- کارشناس ارشد اقتصاد- مسئول دفتر هماهنگی پژوهش

**  - معاونت آموزش و پژوهش بنیاد امور بیماریهای خاص

[1] Cost- Productivity

[2] Kendrick – Creamer Model

[3] Total Factorial Productivity

[4] - Hines's Model

[5] - American Productivity Center Model

[6] - Crag & Harris

[7] - TaylorDavis Model

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:23  توسط حسین امیررحیمی  | 
 
  بالا